.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

زن عشق می کارد و کینه درو می کند.

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی.
برای ازدواجش
  در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی می توانی ازدواج کنی.
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو...
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.  
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی.
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد.
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ؟
و هر روز او متولد میشود، عاشق می شود، مادر می شود، پیر می شود و میمیرد
و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که درچین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان، جوانی بربادرفته اش را می بیند
و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد،
 سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بود و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند.
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد.
و این، رنج است.

 

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin