.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

به سکوت سرد زمان ، به خزان زرد زمان

نه زمان را درد کسیت ، نه کسی را درد زمان

نه زمان را درد کسیت ، نه کسی را درد زمان

بهار مردمی ها دی شد ، زمان مهربانی طی شد

آه از این دمسردیها ، خدایا ، آه از این نامردیها

نه امیدی در دل من ، که گشاید مشکل من

نه فروغ روی مهی ، که فروزد محفل من

نه همزبان درد آگاهی ، که ناله ای خرد با آهی ، داد از این بی دردیها

به که گویم راز پنهان ، که چه دردی دارم بر جان ، وای از این بی همرازیها

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin