.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

مثل آدم هائی هستم که سیلی سختی خورده اند، ولی آرامند . فقط کمی بغضم گرفته و کمی متنفرم، شاید ازخودم شاید هم از هیچ کس.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟   ،   دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو   ،   زیستن یک لحظه هم  بی جاست ، می دانی ؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم    ،   روح تو  همسایه ی دریاست می دانی ؟
سخت دلگیرم ،  همین !   این راز پنهانی   ،   از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی ؟
جان من !  بی هیچ تردیدی  بمان با من   ،   عشق یک مفهوم بی « اما » ست، می دانی ؟

نوشته شده در شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin