.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

برو  ولی به خاطر غرور خسته ام برو

بمون ولی به خاطر دل شکسته ام بمون
تو رو نفس کشیدمو ، به گریه با تو ساختم
چه دیر عاشقت شدم ، چه دیرتر شناختم
تو رفته ای و  بی تو ام ، ببین چه گریه آوره
سکوت کن ، سکوت کن ، سکوت حرف آخره
ببین چه سرد و  بی صدا ، ببین چه صاف و ساده ام
گلی که دوست داشتم ، به دست باد داده ام
برو  ولی به خاطر غرور خسته ام برو

بمون ولی به خاطر دل شکسته ام بمون
به موندن تو عاشقم ، به رفتن تو مبتلا
شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا
چه عاشقانه زیسته ام ، چه بی صدا گریستم
چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

برو که بی تو زندگی ، تقاص اشتباهمه
عذاب دوست داشتن ، تلافی گناهمه

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin