.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

این روز ها چقدر هوای حوصله ام ابریست و هوای دلم بارانی ،

یک تلنگر ساده را با رعد مهیب اشتباه می گیرم و سر و کارم به بغض می افتد.

گم که می شوم ، پیدایت می شود.

این روزها ، نه این شبها ، هوایم خواب هایم خیس و نمناک است،

با هر تکه ابری ، قطره بارانی می شوم و بر احساس تنهائی خویش می بارم.

این روزها اعتراف می کنم که دلم تنگ است،

این روزها احساسم شده یک علامت سئوال ؟

این روز ها دلم برای کسی تنگ می شود،

با چشمان بسته ، به آرزو ها  سلام می دهم و برای خاطره ها دستی تکان می دهم.

اما این را تنها تو بدان که :

در هنگام ستاره باران آسمان شب

تنها ماندن نجابت یک نگاه سخت است.

نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin