.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

سیب سرخی را به من بخشید و رفت

ساقه سبز مرا او چید و رفت

عاشقی های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندید و رفت

اشک در چشمان گرمم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید و رفت

چشم از من کند و از من دل برید

حال بیمار مرا فهمید و رفت

با غم هجرش مدارا می کنم

گرچه بر زخمم نمک پاشید و رفت

نوشته شده در چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin