.......................سیدکمال سیدی صاحباری.......................

................................... گورسن بو گوننر بیر گون قوتولاجاخ و من ایستدیغیما یتیرجاغام ........................................

تو را گم کرده ام امروز
وحالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
وچشمانم که تا دیروز به نامت می درخشیدند
نمی دانی چه غمگینند
چراغ روشن شب بود
برایم چشم های تو
نمی دانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام
بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،
در هر لحظه
می میرم

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط سید کمال سیدی صاحباری نظرات () |


Design By : Night Skin