تحمل کن

تحمل کن عزیز دل شکسته
تحمل کن به پای شمع خاموش
تحمل کن کنار گریه من
به یاد دلخوشی های فراموش
جهان کوچک من از تو زیباست
هنوز از عطر لبخندتو سرمست
واسه تکرار اسم ساده تو ست
صدایی از منه عاشق اگرهست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار کم شم من از آینده تو
به منفرصت بده گم شم دوباره
توی آغوشه بخشاینده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتارتو باشم

 

نذار از رفتنت ویرون شه جانم
نذار از خود به خاکستر بریزم
کنار من که وامیپاشم از هم
تحمل کن، تحمل کن عزیزم
به من فرصت بده رنگین کمون شم
ازآغوش تو تا معراج پرواز
حدیث تازه عشق توام من
به پایانم نبر از نوبیآغاز

                                         ابی

/ 0 نظر / 2 بازدید